رگ هایم میطلبش...
میگذارم و میگذرم...روزی میرسد و من به این باور رسیده ام...
میخوام بروم آن بالا ها...گوشه ای از آسمان...حتا خودم هم نباشم
دلم تنهایی محض میخواهد...
من در انتظارم...روزی که تنها آهی از من بماند و من را برای همیشه به فراموشی بسپارند..
پ.ن...خدا با ماست...
برچسب:
نویسنده: سام کاشانی